تبليغاتX
دوست دارم خیلی زیادددددددد دیوووونه
you are a beautiful part off my LIFE DARLING
سلای سلای به همه دوستای خوشملم .. ناناسم و عسیسم ... خوبید .. خوشید ... سلومتین ؟/ هالبنیسال...

بعله دیگه مثه اینکه نمیدونین بخونین نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اره فقط خودم بلدم و میدونم چیچی نوشتم ... الان واستون میگم اشمال نداره

نوشتم : سلام دوستای گلم .. خوبید؟؟؟؟؟؟  ممنون که هیچوقت تهنام نمیذارین ... بقیه شم دیگه پررو نشین خودتون برید ببینید چی نوشتم این یه رازه بین منو ......

اخ یه چیزی دیدم اگه تعریف کنم واستون ..

مناسب هرچی چاقاله و توپولو که میخوان وزنشونو پایین بیارن در عرض ایکی ثانیه هرچی تو معده ی نجیبشونه بریزن بیرون بشن لواشک .. صافه صاف

باشه بابا میگم از رو سرو کولم برید پایین ...

دیروز از سالن برمیگشتم هرچی واستادم چون دیر وقت بید تاکسی ماکسی چی ؟؟ سوارم نمیکردن... بالاخره بنده شرفیاب شدمو سوار بر نینی قطار شدم ( اتوبوس )

چشتون روز بد نبینه یه اقایی بچه بغل نشسته بود رو یکی از صندلیا من بیچاره م که جا نبود بنیشم

ای اقا باور کنید انچنان انگشتی تو بینی محترمو و کوچمولوشونفرو کرده بودن هرکی نمیدونست میگفت الان کل شبکه های ماهواره ای رو نشون میده اقا اینقد باهاش ور رفت باهاش ور رفت تا بالاخره موفق شدن و حاج اقا سر سبزه رو ( میکروب و ضایعاتشو میگم )  از دماغ محترمشون کشیدن بیرون ...

منم که چندشم میشد گفتم اشمال نداره بقیه ماجرا رو نگا کنم.. حاج اقام نامردی نکردن و چسبیده بودن به دستشون... ایشونم عصبانی که بابا ول کن و عجب غلطی کردم درت اوردم

بعله دیگه اونقد تو دستش اینور اونورش کرد تا بالاخره موفق شدن و تقریبا نیمی از چسبندگی تموم شد و چسبوندش به صندلی جلویی..

اقا دست ننه م ندرده بچه شرو کرد گریه کردن اوووووووووه اونم چه گریه ای  یک اوا اوایی بود تو نینی قطاره ...ای خدا باباهه میگفت  چیکار کنم اروم شه پستونکشو میخواد ... بعله دیگه ایشونم همون انگشتو انداختن تو دهنش بجا پستونک.... بچه بدتر گریه کرد که بابا انگشتت بدجور شووووووووووره .... بعد کمی مکیدن انگشت نجیب... اروم گرفت و خوابش برد ...

اینقد دلم به حال بچه سوخت که نگو ... خودمم که اصلا شام نخوردم و هرچی منظره دیدنی و مسخره یادم میومد  چندشم میشد ...

خوف دیگه ببینم توپولوها معدشون از کار میوفته یا نه باید بازم یه هچین چیزیو تعریف کنم تا لب به غذا نزنن

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 12:45  توسط مهسا جووووووووني | 
نقطه نقطه ( نکته نکته ) .. مژده به خودمو به شما

دانستنیهای مهسا جوووووووونی بخونید و حالشو ببرین ...

* اگه سر سوسک رو از بدنش جدا کنی تا ۹ روز زنده میمونه  بعد ۹ روز از گشنگی میمیره ( الهی مامانت بمیره چقد ازیت شدی تا دانشمندان به این نتیجه رسیدن )

* مژده به همه چپ دستا ... همه خرس های قطبی چپ دستن ...

* چشم شتر مرغ بزرگتر از مغزشه ..( حالا با ژاپنیها مقایسه شون کنیم چشم اونا اندازه سوراخ سوزنه ولی ماشالا عجب مغز کامپیوتر و گنده ای دارن )

* امتحان نکنیا .. امکان نداره بتونی با چشم باز عطسه کنی ...

------------------------------------------------

بچه ها سوتی زدم بدجووور .. ابروریزی

* یه روز قرار بود واسمون مهمون بیاد بابام خوابش میومد بهم گفت تا نیومدن یه چرت میزنم بعد بیدارم کن ... تا خوابش برد هرچی سنجاق سر داشتم به موهاش وصل کردم ... واااااااااای یه دفه مهمونا اومدن بابامم اون شکلی رفت پیششون .. خدا بهم رحم کرد جلو اونا چیزی بهم نگفت

* یه روزم از اداره امارگیری زنگیدن خونمون .. من جواب دادم ... یارو انقد ازم سوال کرد که اسمت چیه و تحصیلات و نمیدونم تاریخ تولد و کلی سوال دیگه منم با کلی ناز و ادا گفتم اقا لطف کنین دیگه مزاحم نشین قصد ازدواج ندارم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:26  توسط مهسا جووووووووني | 
وااااااااااای خدایا شکرت ... بچه ها جووووون جوووووونیم حلید... مشکلم حلید

اینقد من گلمو جووون جوونی خدام دوسم داره مشکلم حل شد ... همش دروغ بید شکر خدا

یه احمق میخواست عشقمو ازم بگیره ... بچه ها جووووونم تا حالا اینو تو وبلاگم ننوشتم ولی خداییییی عشقمو دوسش دارم ( به قول داداش علی جوووونم باید زیادی خودمو دور بگیرم ) ولی نیتونم

چکور کنم .. پدر این عقش بسوظه..دیشب هردومون مشکلو حلیدیم

میدونی چیه ؟؟؟ اگه عقشتو دوسمش داری بخاطر یه سری اراجیف که بعضی حسودا بهم میبافن از دستش نده.. وییییییییی من که نزدیک بید از دستش بدم.. ولی خدا دوسمون داشت

اینم اسه خدا جوووووووووووووووووووووووووونم 

 

------------------------------------------------------------------------------

 

وقتی ولم کردی .....

وقتی ولم کردی  اول گریه کردم بعد با خاطراتمون زندگی کردم ....

و هربار که خوبیهامو دیدم بیشتر به ارزش خودم پی بردم و اروم اروم خاطرات با ارزشم رو از وجود تو پاک کردم و

وقتی تنها شدم ... اینبار خودمو پیدا کردم ...

چه نازنین ... چه دوست داشتنی ... چه لطیف و چه خواستنی ...

اوهوم...

ازت ممنونم که من رو رها کردی .. اینبار بهتر از دفه قبل خودمو شناختم ..

با این لطفت کمکم کردی که جایی تو قلبم برا خودم باز بشه ....

و دوباره فرصت کنم به خودم عشق بورزم ....

----------------------------------------------------------------

دین دانننننننننن مطلب بعدیییییییییی

از هر اتفاقی یه فرصت خوب پیدا میکنم برای بهتر شدن ...

وقتی با رفتنت تیری به قلبم زدی بهم یاد دادی چطور میشه درد رو تحمل کرد ...

وقتی دردش رو احساس میکردم فقط میتونستم گریه کنم..

نه به خاطر رفتنت .. بخاطر خراب شدن کاخ ارزوهام ... پاره شدن قلبم و احساساتم کهبه غارت رفته بود ...

چه درس مهمی یاد گرفتم نباید اینقدر راحت با احساسات کسی بازی کنم ..

نباید قلب کسی را به این راحتی بشکنم ...

. به خودم گفتم چه ساده همه چیزو از دست دادم و باز مثل بچگیهام نمیتونم رو پاهام وایسم ...

باز به خودم گفتم این هم یه فرصت دیگه تا یه چیز بهتر بدست بیارم ...

پس یاد گرفتم خودمو شفا بدم ..

دوباره از هیچ به همه چیز ریدم ...

و این رو مدیون تو هستم ..

به این میگن معجزه ...

---------------------------------------------------------------------------

به به به خودم که اینقد گلم

حالا اینم بخون ارزش خودتو بیشتر بدونی ....

همیهش فکر میکردم اگه کسی بهم یه سیلی بزنه باید دو سیلی بهش بزنم و اگه بهم دوتا زد من چهار تا سیلی بهش بزنم ...

ول یه روز به این رسیدم که اگه اون هم مثل من فکر کنه چی ؟؟؟؟ چقد باید بهم سیلی بزنیم ..؟؟؟؟؟؟

و بهدش به خودم گفتم اگه کسی یه سیلی بهم زد با تعجب بهش نگاه میکنم و اگه دوتا سیلی بهم زد ازش میپرسم چرا و اگه سه تا سیلی زد فقط بهش لبخند میزنم ..

چون احتمالا طرف هم کوره .. هم کره و هم دیوونه س .....

و من باید به یه زبون دیگه باهاش حرف بزنم ولی مطمئنم تا سیلی دهم تحمل دارم که جواب اخر رو بهش ندم ... حالا باید فکر کنم که چه جوابی بهش بدم تا سیلی دهم رو نخورم .....

اها حالا اینجا رو بخونید بعد این همه سیلی باید تو بلند شی یه پتک بیاری بکوبی تو سرش خلاص شی

خدایی خیلی باحال میشه

----------------------------------------------------------

بچه ها جوووووووونم همه دخمل و پسملا رو میگم  بیاید بخونیدها ... سودبخشیه من داره مثه هوا همه جا رو میگیره

خوف دیقه بیشتر از این وراجی نکنم ولی خدایی میدنم ها همتون میخواین فقط من بحرفمو شماها گوش بدین و لذذذذذذذذذذذذذذذذذت ببرین

اوهوم.......... نگین از خود راضیه ها

خوب فقلن من برم ...

همتونو دوست دالممممممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 14:17  توسط مهسا جووووووووني | 
پیشنهادهای جالب برای پیدا کردن مسیر زندگی

حتما بخونید و عمل کنیننن از نتیجه شم منو باخبر کنین

همه ی ما مردم تو این دنیا هیچ هدفی نداریم ....

درباره ی ماموریت هات اصلا فکر نکن ...

با استعدادهایی که خدا بهت داده با هدف زندگی نکن...

با این کار تو به یک انسان معجزه اسا و بی شمار تبدیل میشی ...

برای موفقیت در کسب کار و شغلت از گفتن من میتونم این کارو انجام بدم دست بکش  اصلا زحمت به خودتون ندین چونکه تو نمیتونی این کارو انجام بدی...

زندگی مثل یه کتابیه که هیچ وقت تموم نمیشه نه شروع میشه نه تموم  میشه دیگه نمیدونم این زندگی چیه ...

وقتی متوجه بشی که تو هم انسان نیستی و از همه بیشتری هیچ اشتباه نمیکنی ...

یا دچار توهم شو بگو من خیلی بزرگم چون کوچیکتر از اونی هستی که بخوای باشی...

افکار و تصورات خودتو نشناس .. از تجربه هات درس عبرت نگیر

ببین چه طور همه چی تو زندگیت اشکارا برعکس میشه ...

خوب من خانم سودجو امیدوارم بتونین مسیر زندگیتونو به راحتی پیدا کنین

زووووووووود بیاین نظراتونو بدین ولی بترکونین ها

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:51  توسط مهسا جووووووووني | 
بچه ها سلام ... خوبین ؟؟؟؟؟    این مدت نبودم شیطونی که نکردین ؟؟؟؟؟؟

وای بچه ها شرمنده ی همتون شدم از همتون ممنونم که به فکرم بودین و بهم سر زدین ..

خیلی مشکلا پیش اومد که کلا دور نت رو خط کشیدم ولی الان دلم طاقت نیاورد و یه سرک کوچمولی به کلبه م زدم ....

بچه ها خیلی دلهره دارم برام دعا کنین ... شرمنده که نمیتونم زیاد بمونم و بهتون سر بزنم ...

 

بیاین پیشم و به فکرم باشین ... خیلی دوستون دارمممممممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 15:55  توسط مهسا جووووووووني | 
 

 

تنها و تهی ....

تنها و تهی پا روی جاده میگذارم و چشم به کاکتوسها دوخته ام ....

حجم خالی و تهی وجود خویش را در ناله های کویر گم کرده ام و تو ...

چه ماهرانه نگاهم را به اسمان باختی و ریسمان نگاهم را به دستان باد سپردی ....

اگر برای فرش رویا و در شبنم ابی دریا گاه گاهی رد پای قلبم را دیدی

به خاطر اشکهای غریبانه ام بایست ...

کاش فاصله ها طی میشد و این تو بودی که سبدی از حصیر بی وفایی در دست داشتی و سیب های کال نامهربانی را با دستان مهربانت میچیدی ...

ایا هنوز هم فریادم را میشنوی ؟؟؟؟؟

 

make a home in your heart for me

 

مهم نیست که اکنون دلت به هوای کس دیگری میتپد ...

مهم این است که گریه های شبانه ی من فقط به خاطر تو بوده و بس .....

-------------

اینو تا اخرش بخون که کف کنی ....

کاش منهم به زیبایی تو میتوانستم بنویسم ...  کاش میتوانستم بگویم که دوستش دارم .....

او به یکی خیره است و لبهایش بسته و نگاهش با نگاه دیگری اشناست ....

کاش به اعماق وجودش رخنه میکردم ... کاش میتوانستم فریاد بکشم و بگویم که عاشقم ...

میخواهم به تماشای درونش بروم ... اول خدا و بعد او را میپرستم و اکنون در اینه ی غم  نگاهی شرمسار دارم ...

به خود میگویم کاش دوستش نداشتم ... کسی نیست که جوابی برایم بجوید ؟؟؟

می خواهم پرنده ای باشم در بام خانه اش و برایش از عشق بخوانم ... شاید که دلش با دلم اشنا شود ...

اری دوستش دارم و به یادش خاطره را زنده میکنم و کناری مینشینم و مینویسم که فریاد از دلم بر اید ....

عشق دروغ نیست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:20  توسط مهسا جووووووووني | 
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا   تولدم مبالکککککککککک 

 

امروز تفلدمههههههههههههههههههههه

 

  خودمم کیک میخوامممممم

بیاین و کیکتانو ببرینننننن که دیگه مهسا بزرگ شدهههههههههههه  دیقه حلف ژیادی نمیخاد بژنه

یه شقر به افتخار خودمممممممممممممممممم

 

کاش ارزوهای بزرگ تو در دستان کوچک من بود

تا تمامی ان را به تو می بخشیدم ....

به دستانت نگاه کن ....

چون ارزوهای کوچک من در دستان بزرگ توست و تنها تو  میتوانی ارزوهایم را براورده کنی .....

ان هم با گفتن دوستت دارمممممممممممممممممممممممممم  

 

خوب بگو دوست دارمممممممممممممممم  

منتظرم هاااااا ......

وایییییییییی  ....

 

یووووووهوووو .... تولد مهساییییییییی .....

خودم دارم به خودم تبریک میگم .. عجب بچه پرروم منننننننن   ۱۱/۵/۶۷   تولدمهههههههه

هوووووووووووووووراااااااااااااا مبالکه

 

 

این گلا واسه خودمه ....

 

وای چقد خودمو تحویل میگیرم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 13:40  توسط مهسا جووووووووني | 
پرنده ها رو دوست دارم

با اون دلهای مهربون

مشقای عشق رو مینویسن

تو دفترهای دلشون

تو اسمون چرخ می زنن

دل میدن و دل میبرن

تنگ غروبا که میشه

رو بال هم سر میذارن

پرنده عشقو میدونه

پرنده عشقو میخونه

صداش صدای عاشقه

همون صدا که میمونه

پر میکشه تا اون دورا

توی صداش رها میشه

پرنده وقتی عاشقه

همه جونش صدا میشه

ای تو صدای بودنم

دلم همون پرنده بود

با عشق تو نفس کشید

بخاطر تو زنده بود

 

 

خوشمتون لومد مهشاییی شی قفت شمام بقین لوکه ی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-------------------------

در کنار جاده های دلواپسی با یک بغل یاس منتظرت می مانم

دلواپسیهایم را به شب میبندم و قاصدکهای خیالم را به سویت پرواز میدهم و منتظرت میمانم

از نا مهربانیها خسته ام و زیر سکوت قلبهای اهنی میشکنم و با دلی اسیر و تنها منتظرت میمانم

تو را در سپیده دم فرداها میبینم و صدای ارام و دلنشین را چون باد صبحگاهی میشنوم ....

همان صدای دلنشین تو که امید فرداهای من است .....

----------------------------------------------

یه حرف خوشمل خوشمل از مهساییی ( مال خودمه )

 

در نهان به انانی دل میبندیم که دوستمون ندارند

و در اشکارا از انانی که دوستمان دارند غافلیم

شاید این است دلیل تنهاییه ماااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

این حرف مهسایی   ... اگه قبول داری بگووو

یه چیزی بگم ....

 

نه

نه

 فقلا نمیگم .... تو کفش بمونیدددددددددددددددد  بچه ها این کفش نیست که پاتون میکنین ها

خوب یه چیز دیگه میگم ....

هیچی بابا یه دفه خواستم بحرفم هیچی به مغزم در نزد

ول کنم بهتره ....

از بس حرف نمیزنم نمیدونم در مورد چی بحرفم

بیاینننننننننننننننننن پیشم هااااااااااااااااااااا 

 

دوستای گلم تنهام نذارین    دوسمتون دالمممممم

 

 

 

تازه به کسی هم نمیگم اپ کردم   هیشکی از دستم نالاحت نشههههههههههههههههههههه

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:43  توسط مهسا جووووووووني | 
شیلامممم بچه های خوشملم .... خوفید سلومتین ؟

باژم امشب مهسایی اومد تا واشتون یه مطلب دیگه بنویسه و شما ها با اومدنتون دل این دخمل رو خوش کنید ...

دخملا و پشلای ناژم دسمتون دلد نکنه اژ اینکه همیشه میاید پیشممممممم

همه تون لو دوشت دالمممممممم یه دنیاااااااااا

.

.

.

نگین مهسا دیوونه س ها من واسه خودم اینطولی می حرفم

خوب دیگه وراجی بسه بازم پررو شدم

.

.

شهر در سکوت غریبی فرو رفته بود .. من بودم و تنهایی و اسمان

تاریکی همه جا را فرو گرفته بود ... نا امید و خسته بودم ...

کمی ترس بر وجودم نشسته بود ... ترس از ادامه ی داشتن این تنهایی ...

ناگهان صدایی در فضا پیچید .. صدایی وحشت انگیز و مبهم  که گفت ...

.

.

.

.

.

پخخخخخخخخخخخخ

.

.

ادامه ی داستان ... نه دیگه این جدیه  ... باور کنین ...

ترسیدم .. پرسیدم ( تو کیستی که در دل این تاریکی به یاد من افتادی ؟ )

صدا دوباره امد اما باز هم نا مفهوم ...

مردد بودم فریاد زدم : کیستییییی؟؟؟

اسمان چشمکی زد و قطرات باران شروع به باریدن کرد ند ...

فهمیدم این صدا فریاد ها و زجه های اسمان بوده و بس ...

فریادهایی از سر دلتنگی و غصه و تنهایی ....

شهر بازم ساکت شد دیگر تنها نبودم ...

من بودم و اسمان که ما هر دو خدا رو داریم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 22:17  توسط مهسا جووووووووني | 
ای خدا شکرت ... نمیدنم چه جری ازت تشکر کنم ... ممنونممممممممممممممممممممم

.

.

عشق طرح ساده ی لبخند ماست

معنی لبخند ما پیوند ماست

عشق یعنی اینکه باور کنیم

یک دل دیگر ارادتمند ماست

دوستی ها همسایه ی نزدیک ماست

مهربانی نیز خوشایند ماست

عشق را با دستای مهربان

هرکه قسمت کند مانند ماست

گرچه ما خود را نصیحت میکنیم

عشق اما بی خیال پند ماست ....

.

.

.

.

.

هرگز ارزو نکرده ام یک ستاره در سراب اسمان شوم

یا چو روح برگزیدگان همنشین خاموش فرشتگان شوم

هرگز از زمین جدا نبودم .. با ستاره اشنا نبودم

روی خاک ایستاده ام با تنم مثل ساقه یگیاه

باد و افتاب و اب را می مکد که زندگی کند

بارور ز میل .. بارور ز درد .. روی خاک ایستاده ام

تا ستاره ها ستایشم کنند

از دریچه ام نگاه میکنم ... جز طنین یک ترانه نیستم ... جادانه نیستم

جز طنین یک ترانه جستجو نمیکنم

در فغان لذتی که پاکتر از سکوت ساده ی غمی است

اشیانه جستجو نمیکنم

در تنی که شبنمی است .. روی زنبق تنم

بر جدار کلبه ام زندیگیست

با خط سیاه عشق یادگارها کشیده اند .. مردمان رهگذر :

قلب تیر خورده .. شمع واژگون ... نقطه های ساکت پریده رنگ

بر حروف درهم جنون ... هر لبی که به لبم رسید یک ستاره نطفه بست

در شبم که می شکست ... روی رود یادگارها

پس چرا ستاره ارزو کنم ؟

این ترانه ی من است ... دلپذیر .. دلنشین

پیش از این نبوده ... بیش از این نبوده ....

                                                                                                       ( فروغ فرخزاد )

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 13:25  توسط مهسا جووووووووني | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من مهسا هستم 20 سالمه همین ... از سنندج هستم
بسته دیگه بیشتر بگم پررو می شین مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


مشخصات خودم : عاشق خدا .. عاشق مامان بابا .... دوست عاشقا .... طرفدار پرو پا قرص با معرفتا

دوست دارم هیچوقت تنهام نذارین

پیوندهای روزانه
سلطان موزیک پاپ ایران شادمهر عقیلی
پارمیس جون خودممممممممممممم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم خرداد 1386
نویسندگان
مهسا جووووووووني
مهسا جووووووووني
پیوندها
آپلود کردن عکس
سرنوشتی که سزاوار تر از دل شکنی است
سرنوشتی که نمی توان در دست خود قرار داد!
يك بيد خشك شده ولي تا ابد مجنون ( پارميس جوووووووووووون جونممممممممممممممممممم)
دوست دارم پسر خاله( هما جووووون )
دوست دارم تا هميشه
سلطان موزيك پاپ ايران شادمهر عقيلي( مسعود جوووووون)
هر كس به تمناي كسي غرق نياز است
دختري تنها عاشق پري دريايي( خودمممممم )
دوست دارم خيلي زياد
دانلود بازي هاي زيبا (ارش گل )
انجمن بزرگ جنوبگان
صنوبر لرزان جونممم( ياسر جوووووووون خودم )
تك نوازنده ي گيتار عشق(ارين جوووووووووووووون )
دلتنگيهاي خودم ( امين جون )
عشوه ي عشق( مهسا جووووووووووون )
( حرف هاي دفتر دل ) سارا جووووووووون خودم
دختري از جنس شب
شبهاي مهتابي ( مهتاب جووووووووونمممممم )
عشق ايروني ( مهدي و حديث جووووووووون )
كلبه ي درويشي امير دلتنگيها ( امير جووووووووووووون )
شاپركم - شاپرك ( شاپي جووووووووووووووون خودمممممممم )
یه پریه کوچولو
ترنم دل ( زهرا جووووووونم )
پسر تنها
انتريوم123
نيلو جوووووووووووووووون
اشك
مهران جوووووووون
پورياي گلللللللللللللللللللللل
كيان گلممممممممممم
زهراي گلم ( كلبه جوووووووووونمممم )
جواد
تك جووووووووووون جونممممممممم
امين جوووووووووون ( بزرگترين مرجع اموزشي رايانه )
نيما و نازنين عزيزمممممممممممم...جووووووووووووووووونم
4 تايي هاي گلمممممم ( مهسا .. مهسا .. مليكا .. سحر )
يگي جووووووووووووووووووووووووونم
حافظ جووووووووووووووووونم
سيسي جوووووووووووووووووون
مسيح گلممم
عسل جووووووووووون
مصلح گلممممممم
سوزي جووووووووووووووووون
معصومه جووووووووووووووون
مهسا جينگولك جوووونم
سپيده جووووووووووووووووووووووووونم
درد دل هاي من ( علي جوووووووووووووووووون )
هليا جوووووووووووووووووونم
ايرج جووووووون
مليح جوووووووووووونم
دختر هفت اسمون
ريحانه جوووووووووووووووووووووووونم
شادان جووووووووووووووووون مهسا
داداشي جووووووووووووووووووونم
الميرا جووووووووووووووووووونم
نوشين جووووووووووووووون
ام اس و من ( اجي جوووووووووووون جووووووونيم)
يه عاشق تنها ( داشي جوووووووووونم )
نيلوو جووووووووووووووونم
نسيم جوووووووووونم
پريا جوووووووووووونم
عارفانه و عاشقانه ( ارامش جوووووونم ... داداشي جووون من )
سلنا جووووووووووووووووونم
فرشته جوووووووووووووونم
داداش ساماني ناناسممممممم
داشي وحيد جوووووووووووون
كاترين جوووووووووووووووووون
يلدا جوووووووووووووووووونم
عاشقونه ( نيلوفر جوووووووووووووووووووونم )
عاشق تنها ( نيوشا جووووووووووووووونم )
پت و مت ( دوست جوووووووووونيام )
رويا جوووووووووووووووون
پووووووووري جووووووووووووووووون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM