![]() |
![]() |
|
| you are a beautiful part off my LIFE DARLING |
|
سلای سلای به همه دوستای خوشملم .. ناناسم و عسیسم ... خوبید .. خوشید ... سلومتین ؟/ هالبنیسال...
بعله دیگه مثه اینکه نمیدونین بخونین نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اره فقط خودم بلدم و میدونم چیچی نوشتم ... الان واستون میگم اشمال نداره نوشتم : سلام دوستای گلم .. خوبید؟؟؟؟؟؟ ممنون که هیچوقت تهنام نمیذارین ... بقیه شم دیگه پررو نشین خودتون برید ببینید چی نوشتم این یه رازه بین منو ...... اخ یه چیزی دیدم اگه تعریف کنم واستون .. مناسب هرچی چاقاله و توپولو باشه بابا میگم از رو سرو کولم برید پایین دیروز از سالن برمیگشتم هرچی واستادم چون دیر وقت بید تاکسی ماکسی چی ؟؟ سوارم نمیکردن... بالاخره بنده شرفیاب شدمو سوار بر نینی قطار شدم ( اتوبوس ) چشتون روز بد نبینه یه اقایی بچه بغل نشسته بود رو یکی از صندلیا من بیچاره م که جا نبود بنیشم ای اقا باور کنید انچنان انگشتی تو بینی محترمو و کوچمولوشون منم که چندشم میشد گفتم اشمال نداره بقیه ماجرا رو نگا کنم بعله دیگه اونقد تو دستش اینور اونورش کرد تا بالاخره موفق شدن و تقریبا نیمی از چسبندگی تموم شد و چسبوندش به صندلی جلویی اقا دست ننه م ندرده بچه شرو کرد گریه کردن اوووووووووه اونم چه گریه ای اینقد دلم به حال بچه سوخت که نگو خوف دیگه ببینم توپولوها معدشون از کار میوفته یا نه باید بازم یه هچین چیزیو تعریف کنم تا لب به غذا نزنن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 12:45 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
نقطه نقطه ( نکته نکته
دانستنیهای مهسا جوووووووونی بخونید و حالشو ببرین * اگه سر سوسک رو از بدنش جدا کنی تا ۹ روز زنده میمونه بعد ۹ روز از گشنگی میمیره * مژده به همه چپ دستا * چشم شتر مرغ بزرگتر از مغزشه * امتحان نکنیا ------------------------------------------------ بچه ها سوتی زدم بدجووور * یه روز قرار بود واسمون مهمون بیاد بابام خوابش میومد * یه روزم از اداره امارگیری زنگیدن خونمون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:26 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
وااااااااااای خدایا شکرت
اینقد من گلمو جووون جوونی یه احمق میخواست عشقمو ازم بگیره چکور کنم .. پدر این عقش بسوظه میدونی چیه اینم اسه خدا جوووووووووووووووووووووووووونم
------------------------------------------------------------------------------
وقتی ولم کردی ..... وقتی ولم کردی اول گریه کردم بعد با خاطراتمون زندگی کردم .... و هربار که خوبیهامو دیدم بیشتر به ارزش خودم پی بردم و اروم اروم خاطرات با ارزشم رو از وجود تو پاک کردم و وقتی تنها شدم ... اینبار خودمو پیدا کردم ... چه نازنین ... چه دوست داشتنی ... چه لطیف و چه خواستنی ... اوهوم... ازت ممنونم که من رو رها کردی .. اینبار بهتر از دفه قبل خودمو شناختم .. با این لطفت کمکم کردی که جایی تو قلبم برا خودم باز بشه .... و دوباره فرصت کنم به خودم عشق بورزم .... ---------------------------------------------------------------- دین دانننننننننن مطلب بعدیییییییییی از هر اتفاقی یه فرصت خوب پیدا میکنم برای بهتر شدن ... وقتی با رفتنت تیری به قلبم زدی بهم یاد دادی چطور میشه درد رو تحمل کرد ... وقتی دردش رو احساس میکردم فقط میتونستم گریه کنم.. نه به خاطر رفتنت .. بخاطر خراب شدن کاخ ارزوهام ... پاره شدن قلبم و احساساتم کهبه غارت رفته بود ... چه درس مهمی یاد گرفتم نباید اینقدر راحت با احساسات کسی بازی کنم .. نباید قلب کسی را به این راحتی بشکنم ... . به خودم گفتم چه ساده همه چیزو از دست دادم و باز مثل بچگیهام نمیتونم رو پاهام وایسم ... باز به خودم گفتم این هم یه فرصت دیگه تا یه چیز بهتر بدست بیارم ... پس یاد گرفتم خودمو شفا بدم .. دوباره از هیچ به همه چیز ریدم ... و این رو مدیون تو هستم .. به این میگن معجزه ... --------------------------------------------------------------------------- به به به خودم که اینقد گلم حالا اینم بخون ارزش خودتو بیشتر بدونی .... همیهش فکر میکردم اگه کسی بهم یه سیلی بزنه باید دو سیلی بهش بزنم و اگه بهم دوتا زد من چهار تا سیلی بهش بزنم ... ول یه روز به این رسیدم که اگه اون هم مثل من فکر کنه چی ؟؟؟؟ چقد باید بهم سیلی بزنیم ..؟؟؟؟؟؟ و بهدش به خودم گفتم اگه کسی یه سیلی بهم زد با تعجب بهش نگاه میکنم و اگه دوتا سیلی بهم زد ازش میپرسم چرا و اگه سه تا سیلی زد فقط بهش لبخند میزنم .. چون احتمالا طرف هم کوره .. هم کره و هم دیوونه س ..... و من باید به یه زبون دیگه باهاش حرف بزنم ولی مطمئنم تا سیلی دهم تحمل دارم که جواب اخر رو بهش ندم ... حالا باید فکر کنم که چه جوابی بهش بدم تا سیلی دهم رو نخورم ..... اها حالا اینجا رو بخونید بعد این همه سیلی باید تو بلند شی یه پتک بیاری بکوبی تو سرش خلاص شی خدایی خیلی باحال میشه ---------------------------------------------------------- بچه ها جوووووووونم همه دخمل و پسملا رو میگم بیاید بخونیدها ... سودبخشیه من داره مثه هوا همه جا رو میگیره خوف دیقه بیشتر از این وراجی نکنم ولی خدایی میدنم ها همتون میخواین فقط من بحرفمو شماها گوش بدین و لذذذذذذذذذذذذذذذذذت ببرین اوهوم.......... نگین از خود راضیه ها خوب فقلن من برم ... همتونو دوست دالممممممممممممممممم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 14:17 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
پیشنهادهای جالب برای پیدا کردن مسیر زندگی
حتما بخونید و عمل کنیننن از نتیجه شم منو باخبر کنین همه ی ما مردم تو این دنیا هیچ هدفی نداریم .... درباره ی ماموریت هات اصلا فکر نکن ... با استعدادهایی که خدا بهت داده با هدف زندگی نکن... با این کار تو به یک انسان معجزه اسا و بی شمار تبدیل میشی ... برای موفقیت در کسب کار و شغلت از گفتن من میتونم این کارو انجام بدم دست بکش زندگی مثل یه کتابیه که هیچ وقت تموم نمیشه نه شروع میشه نه تموم میشه دیگه نمیدونم این زندگی چیه ... وقتی متوجه بشی که تو هم انسان نیستی و از همه بیشتری هیچ اشتباه نمیکنی ... یا دچار توهم شو بگو من خیلی بزرگم چون کوچیکتر از اونی هستی که بخوای باشی... افکار و تصورات خودتو نشناس .. از تجربه هات درس عبرت نگیر ببین چه طور همه چی تو زندگیت اشکارا برعکس میشه ... خوب من خانم سودجو امیدوارم بتونین مسیر زندگیتونو به راحتی پیدا کنین زووووووووود بیاین نظراتونو بدین ولی بترکونین ها
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:51 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
بچه ها سلام ... خوبین ؟؟؟؟؟
وای بچه ها شرمنده ی همتون شدم از همتون ممنونم که به فکرم بودین و بهم سر زدین .. خیلی مشکلا پیش اومد که کلا دور نت رو خط کشیدم ولی الان دلم طاقت نیاورد و یه سرک کوچمولی به کلبه م زدم .... بچه ها خیلی دلهره دارم برام دعا کنین ... شرمنده که نمیتونم زیاد بمونم و بهتون سر بزنم ...
بیاین پیشم و به فکرم باشین ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 15:55 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
تنها و تهی .... تنها و تهی پا روی جاده میگذارم و چشم به کاکتوسها دوخته ام .... حجم خالی و تهی وجود خویش را در ناله های کویر گم کرده ام و تو ... چه ماهرانه نگاهم را به اسمان باختی و ریسمان نگاهم را به دستان باد سپردی .... اگر برای فرش رویا و در شبنم ابی دریا گاه گاهی رد پای قلبم را دیدی به خاطر اشکهای غریبانه ام بایست ... کاش فاصله ها طی میشد و این تو بودی که سبدی از حصیر بی وفایی در دست داشتی و سیب های کال نامهربانی را با دستان مهربانت میچیدی ... ایا هنوز هم فریادم را میشنوی ؟؟؟؟؟
make a home in your heart for me
مهم نیست که اکنون دلت به هوای کس دیگری میتپد ... مهم این است که گریه های شبانه ی من فقط به خاطر تو بوده و بس ..... ------------- اینو تا اخرش بخون که کف کنی .... کاش منهم به زیبایی تو میتوانستم بنویسم ... کاش میتوانستم بگویم که دوستش دارم ..... او به یکی خیره است و لبهایش بسته و نگاهش با نگاه دیگری اشناست .... کاش به اعماق وجودش رخنه میکردم ... کاش میتوانستم فریاد بکشم و بگویم که عاشقم ... میخواهم به تماشای درونش بروم ... اول خدا و بعد او را میپرستم و اکنون در اینه ی غم نگاهی شرمسار دارم ... به خود میگویم کاش دوستش نداشتم ... کسی نیست که جوابی برایم بجوید ؟؟؟ می خواهم پرنده ای باشم در بام خانه اش و برایش از عشق بخوانم ... شاید که دلش با دلم اشنا شود ... اری دوستش دارم و به یادش خاطره را زنده میکنم و کناری مینشینم و مینویسم که فریاد از دلم بر اید .... عشق دروغ نیست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:20 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تولدم مبالکککککککککک
امروز تفلدمههههههههههههههههههههه
بیاین و کیکتانو ببرینننننن که دیگه مهسا بزرگ شدهههههههههههه دیقه حلف ژیادی نمیخاد بژنه یه شقر به افتخار خودمممممممممممممممممم
کاش ارزوهای بزرگ تو در دستان کوچک من بود تا تمامی ان را به تو می بخشیدم .... به دستانت نگاه کن .... چون ارزوهای کوچک من در دستان بزرگ توست و تنها تو میتوانی ارزوهایم را براورده کنی ..... ان هم با گفتن دوستت دارمممممممممممممممممممممممممم
خوب بگو دوست دارمممممممممممممممم منتظرم هاااااا ...... وایییییییییی ....
یووووووهوووو .... تولد مهساییییییییی ..... خودم دارم به خودم تبریک میگم .. عجب بچه پرروم منننننننن هوووووووووووووووراااااااااااااا مبالکه
این گلا واسه خودمه ....
وای چقد خودمو تحویل میگیرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 13:40 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
پرنده ها رو دوست دارم
با اون دلهای مهربون مشقای عشق رو مینویسن تو دفترهای دلشون تو اسمون چرخ می زنن دل میدن و دل میبرن تنگ غروبا که میشه رو بال هم سر میذارن پرنده عشقو میدونه پرنده عشقو میخونه صداش صدای عاشقه همون صدا که میمونه پر میکشه تا اون دورا توی صداش رها میشه پرنده وقتی عاشقه همه جونش صدا میشه ای تو صدای بودنم دلم همون پرنده بود با عشق تو نفس کشید بخاطر تو زنده بود
خوشمتون لومد مهشاییی شی قفت شمام بقین لوکه ی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ------------------------- در کنار جاده های دلواپسی با یک بغل یاس منتظرت می مانم دلواپسیهایم را به شب میبندم و قاصدکهای خیالم را به سویت پرواز میدهم و منتظرت میمانم از نا مهربانیها خسته ام و زیر سکوت قلبهای اهنی میشکنم و با دلی اسیر و تنها منتظرت میمانم تو را در سپیده دم فرداها میبینم و صدای ارام و دلنشین را چون باد صبحگاهی میشنوم .... همان صدای دلنشین تو که امید فرداهای من است ..... ---------------------------------------------- یه حرف خوشمل خوشمل از مهساییی ( مال خودمه
در نهان به انانی دل میبندیم که دوستمون ندارند و در اشکارا از انانی که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهاییه ماااااااااااااااااااااااااااااااااااا
این حرف مهسایی ... اگه قبول داری بگووو یه چیزی بگم ....
نه نه فقلا نمیگم .... خوب یه چیز دیگه میگم .... هیچی بابا یه دفه خواستم بحرفم هیچی به مغزم در نزد ول کنم بهتره .... از بس حرف نمیزنم نمیدونم در مورد چی بحرفم بیاینننننننننننننننننن پیشم هااااااااااااااااااااا
دوستای گلم تنهام نذارین
تازه به کسی هم نمیگم اپ کردم هیشکی از دستم نالاحت نشههههههههههههههههههههه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:43 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
شیلامممم بچه های خوشملم .... خوفید سلومتین ؟
باژم امشب مهسایی اومد تا واشتون یه مطلب دیگه بنویسه و شما ها با اومدنتون دل این دخمل رو خوش کنید ... دخملا و پشلای ناژم دسمتون دلد نکنه اژ اینکه همیشه میاید پیشممممممم همه تون لو دوشت دالمممممممم یه دنیاااااااااا . . . نگین مهسا دیوونه س ها من واسه خودم اینطولی می حرفم خوب دیگه وراجی بسه بازم پررو شدم . . شهر در سکوت غریبی فرو رفته بود .. من بودم و تنهایی و اسمان تاریکی همه جا را فرو گرفته بود ... نا امید و خسته بودم ... کمی ترس بر وجودم نشسته بود ... ترس از ادامه ی داشتن این تنهایی ... ناگهان صدایی در فضا پیچید .. صدایی وحشت انگیز و مبهم که گفت ... . . . . . پخخخخخخخخخخخخ . . ادامه ی داستان ... نه دیگه این جدیه ... باور کنین ... ترسیدم .. پرسیدم ( تو کیستی که در دل این تاریکی به یاد من افتادی ؟ ) صدا دوباره امد اما باز هم نا مفهوم ... مردد بودم فریاد زدم : کیستییییی؟؟؟ اسمان چشمکی زد و قطرات باران شروع به باریدن کرد ند ... فهمیدم این صدا فریاد ها و زجه های اسمان بوده و بس ... فریادهایی از سر دلتنگی و غصه و تنهایی .... شهر بازم ساکت شد دیگر تنها نبودم ... من بودم و اسمان که ما هر دو خدا رو داریم ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 22:17 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
ای خدا شکرت ... نمیدنم چه جری ازت تشکر کنم ... ممنونممممممممممممممممممممم
. . عشق طرح ساده ی لبخند ماست معنی لبخند ما پیوند ماست عشق یعنی اینکه باور کنیم یک دل دیگر ارادتمند ماست دوستی ها همسایه ی نزدیک ماست مهربانی نیز خوشایند ماست عشق را با دستای مهربان هرکه قسمت کند مانند ماست گرچه ما خود را نصیحت میکنیم عشق اما بی خیال پند ماست .... . . . . . هرگز ارزو نکرده ام یک ستاره در سراب اسمان شوم یا چو روح برگزیدگان همنشین خاموش فرشتگان شوم هرگز از زمین جدا نبودم .. با ستاره اشنا نبودم روی خاک ایستاده ام با تنم مثل ساقه یگیاه باد و افتاب و اب را می مکد که زندگی کند بارور ز میل .. بارور ز درد .. روی خاک ایستاده ام تا ستاره ها ستایشم کنند از دریچه ام نگاه میکنم ... جز طنین یک ترانه نیستم ... جادانه نیستم جز طنین یک ترانه جستجو نمیکنم در فغان لذتی که پاکتر از سکوت ساده ی غمی است اشیانه جستجو نمیکنم در تنی که شبنمی است .. روی زنبق تنم بر جدار کلبه ام زندیگیست با خط سیاه عشق یادگارها کشیده اند .. مردمان رهگذر : قلب تیر خورده .. شمع واژگون ... نقطه های ساکت پریده رنگ بر حروف درهم جنون ... هر لبی که به لبم رسید یک ستاره نطفه بست در شبم که می شکست ... روی رود یادگارها پس چرا ستاره ارزو کنم ؟ این ترانه ی من است ... دلپذیر .. دلنشین پیش از این نبوده ... بیش از این نبوده .... ( فروغ فرخزاد ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 13:25 توسط مهسا جووووووووني |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من مهسا هستم 20 سالمه همین ... از سنندج هستم
بسته دیگه بیشتر بگم پررو می شین مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مشخصات خودم : عاشق خدا .. عاشق مامان بابا .... دوست عاشقا .... طرفدار پرو پا قرص با معرفتا دوست دارم هیچوقت تنهام نذارین |
| پیوندهای روزانه |
|
سلطان موزیک پاپ ایران شادمهر عقیلی پارمیس جون خودممممممممممممم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
مهسا جووووووووني مهسا جووووووووني |
|
RSS
|